انتظار داشتم تعداد بیشتری از دوستان در مباحث شرکت کنند. امیدوارم در ادامه حداقل این گونه باشد.
مردم سی سال پیش در چنین روزهایی فرباد می زدند "استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی" و به امید تحقق این شعار دست به انقلاب زدند. اکنون که سی سال از آن روزها می گذرد کشور ما در شرایط خاصی قرار دارد.
باید دید که آیا این شعار اصلی مردم تحقق یافته است یا نه.
به نظر من کشور ما اکنون از استقلال مناسبی برخوردار است. در حکومت پهلوی ایران رسما سر سپرده بود ولی بعد از انقلاب ُ کشور ما توانست به استقلال واقعی دست پیدا کند و البته این مسئله واکنش های برخی از کشور ها را که تا آن زمان از عدم استقلال واقعی ایران سود می برده اند رابه دنبال داشت و در صدد بودند تا کشور را به حال قبل برگردانند.
اما آزادی دیگر گزینه ای بود که مردم به دنبال آن بوده اند. ایران پس از انقلاب با بحران های متفاوتی روبرو بوده است. بلافاصله پس از انقلاب درگیر جنگ با عراق شدیم و البته کشوری که در وضعیت جنگی باشد شرایط خاص خودش را دارد . این گونه بگویم که کسانی که مخالف آزادی هستند از این شرایط استفاده می کنند و راه را برای ازادی می بندند. اما پس از جنگ آن طور که باید و لازم بود به سمت دادن آزادی هایی که در قانون اساسی آمده است حرکت نکردیم. زمانی که آقای خاتمی با شعار توسعه سیاسی و دادن آزادی های قانونی توسط مردم برای ریاست جمهوری انتخاب شد ، تا جایی که در توان داشت در دادن آزادی های قانونی به مردم تلاش کرد. البته در تمام این مدت جریانی وجود داشت و دارد که این مسئله را بر نمی تابد و وجود آزادی را بر خلاف منافع خویش می داند. پس از پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و حضور آقای احمدی نژاد در مصدر قدرت، کشور ما دچار شرایط خاصی شد. جریانی که به همراه آقای احمدی نژاد به قدرت رسیدند اگر چه مدعی شدند که کشور ایران آزاد ترین کشور دنیا است اما در عمل همه تلاش خود را در جهت سرکوب مخالفان و ایجاد محدودیت به کار بستند. در این دوره دیگر روزنامه ها توسط خود دولت بسته می شود.با اعتراض های صنفی برخورد ها امنیتی می شود و خلاصه کلام اینکه با ایجاد محدودیت های فراوان مردم از داشتن آزادی های کاملی که در قانون اساسی آمده است محروم مانده اند.
اما شعار جمهوری اسلامی که مردم به دنبال آن بودند نیز تحولاتی داشته است. در حال حاضر برخی معتقدند که جمهوریت بر اسلامیت ارجح است و برخی معتقدند که اسلامیت ارجح است و اصلا در کشور اسلامی جمهوریت معنایی ندارد و این از دستاوردهای غرب است . اما عده دیگری هم معتقدند که مردم و امام (ره) در هنگامی که انقلاب کرده اند هر دو را با هم و به طور هم زمان می خواسته اند و بین این دو هیچ منافاتی وجود ندارد و البته من هم بر همین نظریه معتقدم و فکر می کنم که همان قدر که جمهوریت لازم است اسلامی بودن هم لازم است و اصلا این دو مکمل هم هستند نه متضاد هم. به نظر می رسد در این سه سال اتفاقاتی افتاده که جمع زیادی از بزرگان نظام احساس خطر کرده اند و در خصوص کمرنگ شدن جمهوریت نظام و نادیده گرفتن نقش مردم تذکرات جدی را داده اند که از جمله آن می توان به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت السلام سید حسن خمینی در دو هفته گذشته در این خصوص اشاره کرد.
در مجموع من فکر می کنم که می توانستیم بسیار بهتر از این در حوزه های مختلف باشیم ولی باید اندیشید و شرایط را سنجید و در زمان حال زندگی کرد و با نقد منصفانه گذشته ،حرکت رو به جلو داشت. در چند ماه اینده انتخابات مهم و سرنوشت سازی در پیش رو داریم . ما مشکلات فراوانی داشته ایم و داریم ولی باید با تصمیم صحیح ، انتخابی داشته باشیم که کشور در مسیر عقلانیت و پیشرفت قرار بگیرد.
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت
12:21 |